مسیر ازدواج و فرزندآوری تا اطلاع ثانوی مسدود است!
چرا برنامه های حکمرانی برای تشویق به فرزندآوری جوانان موفق نمیشود؟

در سالهای اخیر، نگرش جوانان ایرانی نسبت به ازدواج و فرزندآوری به طور قابلتوجهی تغییر کرده است. در این مقاله، به طور مختصر به دنبال شناخت دلایل علمی این مسئله یعنی عدم تمایل نسبت به ازدواج و فرزندآوری میپردازیم. با بررسی تأثیر متقابل عوامل مختلف ازجمله هنجارهای اجتماعی، تأثیرات فرهنگی، ملاحظات اقتصادی و آرزوهای فردی میتوانیم به عوامل مهم و قابلبحث دربارۀ سیستمهای پیچیدهای دست یابیم که تصمیمات جوانان دربارۀ ازدواج و فرزندآوری را شکل میدهند. بهاینترتیب، میتوانیم تحقیقاتی زیربنایی در خصوص این موضوع حیاتی انجام دهیم.
هنجارها و انتظارات اجتماعی
هنجارها و انتظارات اجتماعی نقش بسزایی در شکلگیری نگرش جوانان نسبت به ازدواج و بچهدارشدن دارند. انتظارات سنتی از ازدواج زودهنگام و فرزندآوری جای خود را به طرز تفکری فردگراتر و مستقل داده است که در آن، تحقق آرزوهای شخصی و شغلی در اولویت قرار دارد. بدون شک تغییر این هنجارهای اجتماعی منجر به کاهش فوریت ازدواج و فرزندآوری در میان جوانان می شود.
آنچه حائز اهمیت است، بررسی عوامل مهمی مانند هنجارهای اجتماعی، انتظارات فرهنگی و فشار اجتماعی است که تا چه اندازه بر تشویق جوانان به فرزندآوری کارایی دارند. بعلاوه، باید از جوانان جویا شویم که دربارۀ تأثیر خانواده و روابط همسالان بر تصمیم به فرزندآوری، چه نظری دارند. همچنین، باید واکاوی کنیم که سیستمهای حمایتی جامعه مانند امکانات مراقبت از کودک، شبکههای اجتماعی و منابع جامعه در خصوص مسائلی مانند حمایت خانواده، الگوبرداری و فرایندهای اجتماعی شدن جوانان، چه دغدغههایی در تشویق افراد به فرزندآوری دارند. این امر مستلزم برنامهای مدون است تا با سیاستهای اجتماعی یکپارچه به نتیجه برسد؛ البته فعلاً در اتاق فکر حکمرانی چنین برنامهای دیده نمیشود.
تأثیرات فرهنگی بر ازدواج و فرزندآوری
تأثیرات فرهنگی نیز بر نگرش جوانان نسبت به ازدواج و فرزندآوری بسیار تأثیر میگذارند. درک افراد از سن ایدهآل ازدواج و اهمیت زندگی خانوادگی از طریق ارزشها، باورها و اعمال فرهنگی حاصل میشود. هنجارهای فرهنگی که آزادی فردی، خودمختاری و خودشکوفایی را در اولویت قرار میدهند، ممکن است منجر به بیمیلی جوانان برای تشکیل خانواده مستقل و فرزندآوری در سنین پایین شوند.
برای مثال، جامعهشناسان محلی باید بررسی کنند که باورهای فرهنگی و مذهبی رایج در هریک از مناطق ایران چه تأثیری بر نگرش افراد نسبت به والدین میگذارند؟ تشویق جوانان به بچهدارشدن چه تأثیری دارد و آیا اصلاً تأثیرگذار است؟ در حال حاضر، انتظارات اجتماعی از والدین چگونه است و چه مسیری را دنبال میکند؟ کدام مناطق ایران از لحاظ فرهنگی غنیتر و کدام مناطق دچار استحاله و ضعف فرهنگی شدهاند؟ و درنهایت، باید ارزیابی کنند چرا این نوع برنامهها دیگر جوابگوی نیازهای جوانان نیستند؟
ملاحظات اقتصادی
امروزه، تأثیر مهم عوامل اقتصادی بر رفاه و معیشت خانواده بر هیچکس پوشیده نیست. ازاینرو، تصمیمات جوانان دربارۀ عدم ازدواج و فرزندآوری متأثر از همین عوامل اقتصادی است. بیثباتی اقتصادی، هزینههای بالای زندگی و عدماطمینان دربارۀ چشمانداز مالی آینده ازجمله عواملی هستند که به بیمیلی و عدم اشتیاق جوانان به تعهدات بلندمدت مانند ازدواج و بچهدارشدن دامن زدهاند. تمایل منطقی و طبیعی برای دستیابی به ثبات و امنیت مالی قبل از تشکیل خانواده، یکی از ملاحظات رایج، درست و مهم در بین جوانان است که در حال حاضر، حکمرانی اقدام خاصی برای حل این دغدغههای مهم انجام نمیدهد.
باید بررسی کنیم که ثبات مالی، سطح درآمد و دسترسی به منابع مالی چه نقشی در تصمیم به ازدواج و فرزندآوری دارند؟ کدام نهاد باید این مسئله را بررسی کند و پاسخگو باشد؟
چگونه باید بررسی و تحلیل کنیم که تعادل کار و زندگی، ترتیب شیفت کاری انعطافپذیر و سیاستهای مرخصی والدین چه تأثیری بر تصمیم به ازدواج و فرزندآوری دارند؟
باید دریابیم که سیستمهای تأمین اجتماعی و سیاستهای دوستدار خانواده با چه مکانیسمی بر تشویق به فرزندآوری مؤثر واقع میشوند و چقدر کارشناسی شده و کارآمد هستند؟ چه کسانی و با چه دغدغههایی این امور را به طور هماهنگ در سیستم حکمرانی و در جامعه سیاستگذاری مینمایند.
تسهیلات و خدمات رفاهی
بعلاوه، باید بدانیم در کشورهای دیگر برای تشویق افراد به داشتن فرزند، چه تحقیق و مدلی برای سیاستهای اشتغالی مانند یارانههای مراقبت از کودکان و حمایت از والدین در محل کار دنبال میشود؟ دسترسی به منابعی مانند مسکن، آموزش و مراقبتهای بهداشتی، چگونه میتواند بر تصمیم افراد برای فرزندآوری تأثیر بگذارد؟ همچنین، باید بررسی کنیم که آیا زیرساختها، خدمات عمومی و برنامهریزی شهری بر تصمیم افراد برای بچهدارشدن تأثیری دارند؟ بهعنوانمثال، دسترسی به خدمات مراقبت از کودک، دسترسی و هزینه تحصیل در مدارس و امکانات تفریحی مناسب برای اقشار مختلف جامعه. بررسی و برنامهریزی برای این «عوامل اقتصادی» مهم، نیازمند تفکری سیستمی، کلاننگر و هماهنگ است.
آرزوهای فردی و اهداف زندگی
علاوه بر موارد یاد شده، نگرش جوانان نسبت به ازدواج و فرزندآوری تحتتأثیر آرزوها و اهداف زندگیشان است. بسیاری از جوانان، بیشازپیش، رشد شخصی، پیشرفت تحصیلی و پیشرفت شغلی را بر تشکیل خانواده اولویت دادهاند. این عامل، خود موجب تأخیر در تشکیل زندگی مشترک میشود.
درنتیجه، جوانان ممکن است پیگیری اهداف فردی و نیاز به خودشکوفایی را بر تشکیل خانواده ترجیح دهند. این امر مهم، لزوم شناخت دنیای جوانان از سوی برنامهریزان را قوت میبخشد.
پیرو مطالب بالا، عوامل زیر نیز در تصمیم به فرزندآوری نقش دارند که مستلزم تحقیق و واکاوی عمیق هستند:
عوامل بیولوژیکی
سلامت باروری: نقش و اهمیت سلامت باروری در تصمیم برای بچهدارشدن
نگرانیهای مربوط به باروری: نگرانیهای مربوط به فرزندآوری ازجمله نرخ باروری، کاهش باروری مرتبط با سن افراد و شرایط پزشکی
عوامل ژنتیکی: تأثیر عوامل ژنتیکی در تصمیم و تمایل به داشتن فرزند
عوامل روانی
غریزه والدین: انگیزۀ ذاتی زوجها و تأثیر غرایز
تحقق عاطفی: تأثیر میل به تحقق عاطفی و تجربۀ شادی، عشق و ارتباط با کودکان در تشویق به فرزندآوری
هویت و هدف شخصی: میل به رشد شخصی، شکلگیری هویت و داشتن هدف
دلبستگی و پیوند: اهمیت دلبستگی و پیوند در روابط والدین و فرزند
چالشها و موانع مهم ازدواج و فرزندآوری
صرفنظر از موارد عنوان شده، باید بررسی کنیم که چالشهای ناشی از ناباروری و مسائل بهداشت باروری در تصمیم افراد برای بچهدارشدن چقدر اجرایی و حمایت عملی میشود؟ چه سازمانی متولی آن است؟ چقدر بودجه هزینه کرده است؟ کدام بازخورد و مسئلۀ اجتماعی مربوط به این موضوع را برای مخاطبش حلوفصل کرده است؟
مسئولیت رسیدگی به تأثیر ناامنی اقتصادی ازجمله بیکاری، فقر و بیثباتی مالی بر تصمیم فرزندآوری برعهدۀ کدام سازمانها و نهادها است و برنامههایی که تدوین میکنند، تا چه اندازه کارشناسی شده و مبتنی بر نگرش علمی و بهروز هستند؟
تغییر پویایی اجتماعی و فرهنگی مانند تأخیر در سن ازدواج و تغییر نقشهای جنسیتی بر تصمیم فرزندآوری تأثیر میگذارند، در کدام سازمان و اتاق فکر، تحلیل و بررسی خواهند شد؟
تأکید میکنیم سن ازدواج و تغییر نقشهای جنسیتی همراه با نگرانیهای زیستمحیطی ازجمله مسائل مربوط به برخورداری از منابع آب سالم، هوای پاک، اشتغال دائم، بیمه تأمین سلامت و چشمانداز آینده هرکدام بهتنهایی میتواند بهعنوان مانعی برای تصمیم افراد مبنی بر ازدواج و فرزندآوری تلقی شود.
حل این معضلات نیازمند تفکری هماهنگ و سیستم اجتماعی دغدغهمند در بین تصمیمگیران حکمرانی است. بهظاهر فعلاً این مشکل و دغدغه اولویت اصلی جامعه نیست و اجرای برنامههای پراکنده و موردی که از پشتوانۀ علمی و اجتماعی برخوردار باشند، چندان در جامعه دیده نمیشود.
از سوی دیگر، هیچگونه تحقیق و بررسی از منظر علمی، کارشناسی، دانشگاهی و تخصصی صورت نگرفته است که همین سیاستهای تشویقی محدود نیز تا چه اندازه موفقیتآمیز خواهند بود!