
همانطور که میدانید دوران خطیر بلوغ نوجوانان اهمیت بسیاری در رشد و شکوفایی آنها دارد. فرایند و مسیر کمال و شکوفایی فرزندانمان در این دوره نیز نیازمند افزایش آگاهی و مهارتهای ما در امور پرورشی و تربیتی است. این امر همچنین رفتار گزیدهای را میطلبد که سازگار با شرایط و اقتضای سن و موقعیت روانی آنها باشد. آشنایی بهتر با شرایط روحی و جسمی نوجوانان، رفتارها، نیازها و مراحل رشد شناختی آنان در این محدوده سنی به ما کمک میکند که حامی و پشتیبان بهتری برای هدایت و همراهی آنها باشیم. موارد زیر برخی از شایعترین نیازهای مهم دوران بلوغ نوجوانان است که بهتر است بدانیم.
تأیید و پذیرفتهشدن مداوم
نیاز به تأیید دیگران برای نوجوان چنان اهمیت دارد که بر تصمیمات روزمره او تأثیر میگذارد. نوجوانان معمولاً قبل از انجام هر کاری به تأیید یا عدم تأیید آن بهخصوص از جانب هم سن و سالان خود فکر میکنند. بهگونهای که همین نیاز به تأیید و پذیرش، گاهی رفتارهای دور از ادب و یا قضاوتهای غلط را به وجود میآورد. ازاینرو، این مسئله تا حد مرگ و زندگی اهمیت دارد برای اصلاح این باور باید پدر و مادر از ادبیات و کلام و رفتار مثبت بهره گیرند و روی صفات اخلاقی مثبت نوجوان تمرکز کنند. بهاینترتیب، نوجوان تأیید را از والدین بهویژه در جمع اقوام و دوستان دریافت نماید.
نیاز به الگوبرداری و اسطورهسازی
نوجوان دوست دارد شبیه کسی شود که دوستش دارد و اگر تصویر مشخصی از این شخصیت در ذهن نداشته باشد، خود را به انواع و اقسام در میآورد. برای نمونه تعریف نوجوان از زیبایی چیزی است که نمیتواند آن را داشته باشد یا مانند آن باشد. معمولاً تصاویر بازیگران، فوتبالیستها و یا خوانندگان در وسایل آنان پیدا میشود. آنها از این تصاویر الگو و مدل خود را انتخاب میکنند و به سبک آنها مدل مو، آرایش، لباس، زیورآلات، ساعت و… انتخاب میکنند. بااینحال، آنان از ظاهرشان راضی نمیشوند و نمیدانند چگونه انتظاراتشان را از خود کاهش دهند و با احساساتشان ارتباط برقرار نمایند.
عدمپذیرش خود و فقدان هویت و سردرگمی شخصیتی معمولاً از بیهدفی و نداشتن برنامه و فقدان ارزشهای اصیل در خانواده ناشی میشود و یک زمینهسازی قبلی و عمومی و بهخصوص تأمین عاطفی در خانواده میتواند باعث شود تا این گونه گرایشهای نوجوان خیلی پر رنگ جلوه نکند و اگر از قبل روی استحکام شخصیت نوجوان و باور او به ارزشهای مطلوب خانواده وقت گذاشته شود، در این مرحله سنی، کار و وظیفه تربیتی والدین آسانتر و بیحاشیهتر خواهد بود. بهتر است والدین بهجای مقابله با این نیازها از حمایت مثبت استفاده نمایند و وقت بیشتری را در زمان بلوغ با او سپری کنند. حتی اگر به نظر آنها نوجوان زیادهروی و تخیلپردازی نماید برای کاهش پنهانکاری و ایجاد ناامنی والدین با حمایت درست و هدایت غیرمستقیم خود احساس رضایت و خشنودی نوجوان را از خود و الگوهایش تقویت نمایند و سپس در لفافه این حمایت، به نوجوان آموزش دهند تا با ضعفها و عیبهای فیزیکی خود کنار آید و زندگی را با تمام وجود بپذیرد. کاهش احساس منفی نسبت به خود در نوجوان زمینه اسطوره طلبی و نیاز به الگوبرداری از دیگران را نیز کم مینماید و کمکم به آنان هویت مستقل میدهد.
بهصورت نامحسوس مراقب الگوهای ناسالم باشید!
اما نوجوانان فاقد الگوهای مناسب، تصاویر الگوهای پوشالی خود را بهعنوان یک رؤیا نمیبینند؛ بلکه واقعاً آنها را باور میکنند و فکر میکنند آنها قابلدستیابیاند و این تصاویر کلیشهای از زیبایی به آنان میدهد که مطابق با واقعیتهای زندگی و اجتماعی که در آن زندگی میکنند نیست. مثل خالکوبی اندامها مدل موهای نامناسب تمایل به جراحیهای زیبایی چهرههای خشن رفتارهای پرخاشگرانه نوجوان زمانی به اوج میرسد که آنها با خود فکر میکنند نمیتوانند مثل قهرمانان و الگوهای انتخابی خود شوند و ازاینجهت انتظاراتشان برآورده نمیشود و آنها را عصبی و مضطرب میسازد.
همانطور که تأکید شد نوجوان از همان آغاز نوجوانی به دنبال الگو میگردد و این الگو طلبی در واقع تلاشی برای انطباق اجتماعی او میباشد. البته الگوهای تصویری و سینمایی جای الگوهای فکری و دستوری قبلی او را میگیرد و چه بسیارند فیلمها و قهرمانهای نمایشی که در او اثر گذاشته و وادارش میسازند که ادای آن قهرمانان را درآورد و یا هنرپیشهای توجه او را بهسوی خود جلب کند و او پذیرای جنبه الگویی آن میشود. در سنین بلوغ، نوجوان سعی میکند؛ چون قهرمانان نمایشی و فیلمها حرف بزند، مانند آنان لباس بپوشد بر اساس ژست آنان حرکت کند و البته این راه و روش ممکن است دارای آثاری مثبت و یا منفی باشد؛ زیرا همهٔ قهرمانان در یک خط و یک راه مورد تأیید نیستند. این قهرمانان ممکن است به او هویت جدیدی بدهند و حتی راهورسم او را در زندگی عوض کنند.
تحکیم شخصیت نوجوان در دوران بلوغ
قضاوتهای تند و غیرمنطقی نوجوان نسبت به خودشیفته الگوهای کاذب شدن و تصاویر غیرواقعی از خود ارائهدادن از نبودن ارزشهایی لذتبخش و اصیل در ذهن نوجوان حکایت میکند که مقابله با آن میتواند آن را پیچیدهتر و بحرانیتر نماید بردباری و صبوری و حمایت عاطفی والدین چنان میتواند در اعتمادبهنفس نوجوان مؤثر باشد که با وجود صورتی پر از جوش و بینی نامتقارن، نوجوان از ظاهر خود راضی و خشنود باشد و زندگی را با تمام وجود و شادی بپذیرد و بتواند بهجای تمرکز بر ضعفها و ایرادها به تواناییها و استعدادهای خود تکیه کند. باید به یاد داشت آنچه درون ذهن نوجوان میگذرد معمولاً هیچوقت خوب بیان نمیشود و یا حتی اصلاً بیان نمیشود.
والدین برای بررسی نقاط قوت و ضعف فرزندپروری خود باید بررسی نمایند که آیا فرزندشان میتواند در صورت مسخرهشدن از سوی همکلاسیها و گروه همسالانش در مقابل ارزشهایی که باور دارد همچنان بایستد و با وجود تحتفشار بودنش معیارهای خود را باور داشته باشد؟ در صورت مثبتبودن، پاسخ والدین میتوانند به نوجوان خود هوشمندانه اطمینان داشته باشند و درصورتیکه احساس میکنند ممکن است نوجوان تحتتأثیر عقاید و نیش و کنایه دیگران قرار گیرد، باید روی نقاط ضعف خود در تحکیم شخصیت نوجوان بازنگری کنند و سعی نمایند با مشورت از افراد آگاه و یا حتی مشاور نقطهضعف فرزند خود را بررسی و برای رسیدن به تأیید و پذیرش نوجوان از سوی خود تلاش نمایند. این نقطهضعف و بهخصوص تسلیمشدن آنی نوجوان در برابر گروه همسالان میتواند در پذیرش رفتارهای پرخطر و به دام افتادن و فریبخوردن او در آینده نقش مهمی داشته باشد و یک زنگ خطر محسوب میشود.
نیاز به اصلاح ادبیات بددهنی و بیادبی
معمولاً واژهها و کلماتی در میان نوجوانان ردوبدل میشود که مؤدبانه و شایسته نیستند. واکنش صحیح والدین در برابر بددهنی نوجوان میتواند عادت به بیان جملات ناشایست را در آنان اصلاح نماید.
نوجوانان در دوران بلوغ همواره به واکنش والدین، زیرکانه توجه دارند و در صورت بیتفاوتی و یا بیتوجهی والدین ادبیات خود را در خانه بیان نموده و رواج میدهند کلماتی مثل »خز شدن، پشمام، گاگول، خفن، داغون و…» نمونهای از ادبیات غیرمؤدبانه نوجوانان امروزی است که متأسفانه از رسانههای دیداری و شنیداری نیز به شکل گسترده استفاده میشود. والدین با بیان مقررات جدی و تکرار مداوم میبایست بددهنی نوجوان خود را اصلاح نمایند و خود نیز از بکار بردن اینگونه جملات حتی بهعنوان شوخی و تفریح بهطورجدی خودداری نمایند. مثلاً در مقابل ادبیات بددهنی نوجوان قاطعانه بگویند:
«لطفاً از این کلمه استفاده نکن! این کلمه در شأن خانواده ما نیست.» یا «دوست ندارم دیگه این کلمه رو بکار ببری. از کلمات بهتری استفاده کن.»
نیاز به اصلاح احساس ناخوشایند درباره خود
«از دماغم بدم میاد» «من خیلی احمقم» و… عباراتی هستند که یک نوجوان در سن بلوغ برای توصیف خودش بهراحتی استفاده میکند و بیان میدارد که خودش را دوست ندارد این اغراق بهویژه در جلوی گروه همسالان بهمرور رفع میشود و نباید والدین به آن اعتنا نمایند. برای پرورش اعتمادبهنفس باید بسترسازی مناسب روی اعتقادات و باورها و ارزشهای خانواده صورت پذیرد مشارکت در انجام کارها و دادن مسئولیت بعضی امور خانواده به او کمک مینماید خود را باور داشته باشد.
بلوغ نوجوانان و نیاز به پرورش و هدایت عزتنفس
همانطور که در مبحث الگوها بیان شد، نوجوانی که عزتنفس مثبت دارد میتواند با وجود شرایط بدی که در آن قرار میگیرد باز نسبت به خود احساس خوبی داشته باشد عزتنفس هر بزرگسال میتواند متغیر باشد؛ هر چند افرادی که دارای خودشناسی قوی هستند، کمتر احتمال دارد که احساس منفی نسبت به خود داشته باشند و بهمراتب کمتر احساسات منفی را در یک دوره زمانی نگه میدارند. برای این که نوجوان بتواند عزتنفس خود را حفظ کند، باید ارزش درونی خود را درک کرده باشد. او باید نسبت به تواناییهای خود احساس قدردانی پایدار داشته باشد و بتواند با ضعفهای خود روبرو شود.
همچنین باید بداند همزمان با پذیرفتن افراد میتوان برخی چیزها را نیز عوض کرد. افرادی که دارای عزتنفس قوی هستند همه خصوصیات خود را دوست ندارند؛ آنها فقط پذیرفتهاند که افراد با ارزشی هستند. عزتنفس محکم، پایدار پیوسته و مثبت را میتوان در یک دیدگاه یافت. این نوع دیدگاه میپذیرد که همه افراد ضعفهایی دارند و زندگی ایدهآل نیست. این دیدگاه به مفاهیم مهمی مانند «هر چیزی یک هدف دارد» و «هر چیزی خوبیها و بدیهایی دارد» توجه میکند. دیدگاهی ازاینقبیل همراه باتجربه بلوغ و زمان ایجاد میشود عزتنفس نوجوان هیچکدام از این ویژگیها را ندارد برای نوجوان دشوار است که به طور منطقی بین این دو احساس تعادل برقرار کند همچنین بیتوجهی و جداکردن کارهای خود از نظرات دیگران برای نوجوان دشوار است.
دراینخصوص، می توانید با مراجعه به پلتفرم آموزشی بهداشت تیوی و تماشای ویدئو بوک دوره والدین و بلوغ نوجوانان مهارتهای کارشناسانه بیشتری را فراگیرید.
نیاز به احساس برابری در معیارها و ارزشهای اخلاقی
نوجوان باید از پدر و مادر بیاموزد که میان حوادث ناخوشایند و حوادث بسیار جدی و دردناک تفاوت بگذارد. بهعبارتدیگر باید به احساس تناسب و معیاری برای مقایسه ارزشها برسد؛ ازاینرو یک اتفاق جزئی را نباید فاجعهای دردناک تلقی کرد شکستن یک لیوان با شکستن دست کسی هم ارزش نیست. ریختن چسب معادل ریختن خون نیست گمکردن یک ساعت دلیل مناسبی برای اوقاتتلخی نیست. پاره شدن یک پیراهن هم سزاوار برخوردهای ناپسند و ایجاد صحنههای زشت نیست.
یک نمونه دختر چهاردهساله سهواً سینی چای را روی فرش اتاق ریخت:
دختر: وای خدا! من چقدر بدشانس و بدبختم!
مادر: دخترم تو نباید اینجوری خودت رو سرزنش کنی! باید بگی: «چایی ریخت رو فرش، الآن تمیزش میکنم.»
دختر: همین؟
مادر: بله، همین.
دختر: ممنون مامان.
بعد مادر به کمک دخترش آمد و قندهایی را که روی فرش ریخته بود، با هم جمع کردند. دختر با حقشناسی به مادرش نگاه میکرد. مطمئناً با این طرز برخورد حساب شده، دختر کلام خردمندانه مادر تا مدتهای مدید فراموش نخواهد کرد. با سیاستی که مادرش به خرج داد، نوجوان دریافت در حوادث جزئی مهربانیکردن و سازنده برخورد نمودن مؤثر واقع میشود. آیا در صورت انتقاد، مادر فرزند به این نتیجه میرسید؟ آیا اگر مادرش میگفت: «ببین چه کردی؟ دقتت کجا رفته؟ این همه عجله برای چیست؟ دست به هر چه بزنی خرابکاری میکنی.» نوجوان بهتر تربیت میشد؟
نیاز به بررسی سلامت عمومی در دوران بلوغ
بزرگشدن استرس و فشار زیادی به جسم نوجوانان وارد میکند. اختلافات خانواده، استرس امتحانات، تغييرات هورمونـی و مسائل عاطفی میتواند بلوغ نوجوانان را با چالش همراه کند و سلامت عمومی آنها را در معرض آسیب قرار دهد.
معاینات دورهای و آزمایشهای کامل سالیانه برای تعادل هورمونهای بدن و توجه به رژیم غذایی سالم نوجوان که در این ایام گرایش زیادی به خوردن هلههولههای بیارزش، مصرف بیش از حد شکر و شیرینی و چربی واب میوههای مصنوعی دارد باید کنترل و برای آنها توضیح داده شود و با رکاب دورهای سلامت آنها زیر نظر باشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به دوره آموزشی والدین و بلوغ نوجوانان در پلتفرم آموزشی بهداشت تی وی مراجعه فرمایید.