
نوجوان به سن بلوغ رسیده، احتیاج مبرم دارد که اطلاعات و راهنماییهای لازم را والدین با صبر و حوصله در اختیارش قرار دهند و حتی این تعليمات و راهنماییها میتواند از ابتدای کودکی آغاز شده و بر اساس یک برنامه صحیح و منطقی با صداقت و سادگی بهپیش رود. نوجوان علاقهمند است و میخواهد که درباره مسائل جنسی هر چه بیشتر بداند از ندانستن ناراحت است و خواهان جوابهای واقعبینانه و مشخص است. اگر به نوجوان امکان داده شود که در بحثی جدی درباره مسائل جنسی شرکت کند آزادانه و فارغالبال حرفهایش را میزند. نوجوانها در جستجوی معنا هستند
نوجوانان از گروه همسالان در مدرسه و خیابان آموزش جنسی میبیند و میخواند و میشنود متأسفانه خیابانهای ما منبع بزرگ اطلاعات نادرستاند افراد لمپن و فریبکار خیابان از گفتن هیچ حرف و دادن هر گونه اطلاعاتی ابا ندارند تمایل به صحبت از تجربههای جنسی واقعی و خیالی فراگیر شده است و متأسفانه در این میان تنها والدین و معلمین هستند که از دادن اطلاعات درست به نوجوانها بیمناکاند.
پسر شانزدهسالهای میگوید: درباره مسائل جنسی نمیتوانم از مادرم پرسشی داشته باشم. اگر کوچکترین سؤالی بکنم تعجب میکند و میپرسد: چرا میخواهی این را بدانی؟
دختری چهاردهساله میگوید: مادرم معتقد است که ندانستن ضامن گناهنکردن و پاک ماندن است. اگر درباره مسائل جنسی از او سؤالی بکنم از شدت ناراحتی کارش به جنون میکشد. میگوید در آینده وقتی ازدواج کردی خواهی فهمید.
عواملی که موجب بروز انحراف جنسی در نوجوان میشوند:
- کمبود محبت و نبود کانون گرم خانوادگی
- بیثباتی و درگیری خانوادگی و نبودن احساس خشنودی در زندگی و عدم مدیریت برخورد با بحرانها و مشکلات زندگی
- تعصب و جهل والدین و تربیت نادرست
- تظاهر جنسی والدین در مقابل نوجوان تعدد اولاد و وضعیت بد اقتصادی
- محیطهای آموزشی و عدم آموزش صحیح جنسی،
- محیط ناسالم و یا اعتیاد والدین
- سختگیریهای بیدلیل و تنبیه شدید و یا تحقیر و سرزنش
- عدم تکامل روانی و ضعف اخلاقی خانوادگی
- تقلید و دنبالهروی از همسالان و فیلمها و عکسهای تحریککننده
اهمیت آموزش جنسی به نوجوان
معمولاً طرز تفکر نوجوان درباره مسائل جنسی بستگی به رفتار و واکنشهای والدینش در دوران کودکی دارد پیشکشیدن امور جنسی او را به هیجان و اضطراب دچار میکند و برای آموزش جنسی بهتر است که اموری به کودک آموخته شود که موردعلاقه و کنجکاوی اوست. بلوغ جنسی از کنجکاوی شروع میشود و در صورت عدم آموزش و سادگی نوجوان به تحریک و سپس به تجربه زودهنگام و آسیبزا ختم میشود؛ بنابراین آموزش جنسی به هیچ وجهی نباید به تأخیر بیفتد، بلکه بایستی اطلاعات و آگاهی کودک و نوجوان همزمان با احتیاجات اجتماعی و رشد او پیش برود به عبارتی شاید بهتر باشد اطلاعات جنسی زمانی به نوجوان یا کودک داده شود که او کنجکاو شده است و دوست دارد در این مورد اطلاعاتی کسب کند.
نوجوان سعی دارد تا جایی که امکان دارد اطلاعات لازم را به دست آورد والدین به هیچ وجهی نبایستی با شنیدن یا دیدن چیزهایی از فرزند خود نگران شوند و این عمل فرزند خود را غیراخلاقی تلقی کنند این کشش و هیجانات و علاقه به امور و اطلاعات جنسی طبیعی است و تا مرحله ازدواج و تشکیل خانواده دارد.
چطور آموزش دهیم؟
بهتر است در مرحله آموزش جنسی والدین اگر میتوانند با زبانی روان و ساده و دور از جزئیات و حاشیه کلیاتی را برای فرزند خود بیان نمایند و اگر توانایی ندارند از مربی و روانشناس و مراکز مشاوره کمک بگیرند بهویژه مادران باید برای دختران خود بااحتیاط بیشتری صحبت کنند تا از جنس مخالف دچار وحشت و هراس نشوند و بهگونهای نیز نشود که در معرض بیبندوباری و سوءاستفاده قرار گیرند.
شرایط اجتماع و نگاه غالب و خطراتی چون تجاوز سوءاستفاده از عکس و فیلم و موقعیتهای اجتماعی دامها و فریبهای اینترنتی و….. باید حتماً به نوجوان آموزش داده شود به نوجوان باید آسیبهایی که از دیدن فیلمها و عکسها و سایتهای مستهجن و جنسی بیپروا به دلیل تأثیر اطلاعات زودتر از موعدی که ذهن نوجوان را درگیر میکند و باعث سردرگمی، ترس، اضطراب و حتی گاهی تنفر از جنس مخالف یعنی همسر در زندگی زناشویی آینده نوجوان را باعث میشود به طور موجز بیان شود تا نوجوان حتی اگر در موقعیتهای احتمالی یا دعوت و ترغیب به مشاهده یا توجیه و توضیح توسط دیگران قرار گرفت به دلیل علمی کافی از تماشا و پیگیری این مسائل زودتر از سن پرهیز نماید. تأکید میشود در این راه والدین از مشاورین و روانشناسان حرفهای برای مشاوره و جلوگیری از خطرات احتمالی کمک بگیرند تا در آینده استرس کمتری را تجربه و نوجوان نیز عاقلانه و هوشمندانهتر رفتار کند.
نوجوان و بروز رفتارهای پرخطر
در دوره نوجوانی تنظیم عاطفه از نظر کارکردی به اوج میرسد تغییرات هورمونی و فیزیولوژی گسترده و وسیع است و گاهی باعث ایجاد مشکلات در سلامت رفتاری نوجوان میشوند پیشتر بیان شد نوجوان علاوه بر تغییرات فیزیولوژیک با مسائلی مانند بحران هویت، استقلال و فشار گروه همسالان و دوستان و اختلاف با والدین نیز روبرو است.
از طرفی هیجانات دوره بلوغ و رشد تصمیمگیریهای او را تحتتأثیر خود قرار میدهد و نوجوانی که در برآوردهشدن نیازهایش ناکام میشود درصورتیکه مسئولیتپذیر تربیت نشده باشد به جستجوی راههای دیگر و مؤثرتری برای برآوردهشدن خواستهها و نیازهایش میپردازد و دیگران را مسئول ناکامی خود میپندارد و یا توقع دارد که واقعیتها به نفع او محو و نابود شود.
سردرگمیهای نوجوانان
این سردرگمی در تصمیمگیریها و انکار، واقعیت نوجوان را، ناکام، عصبانی و ناخشنود میکند و انسان ناخشنود و ناراضی نمیتواند با فرد شادمان و خشنود و رضایتمند نزدیک و صمیمی شود. دنیای اطراف نیز سرشار از آدمهای تنها ناکام، عصبانی و ناخشنود است که شکایت سرزنش و انتقاد از دیگران مهارتهای ارتباطی آنان را با یکدیگر شکل میدهد.
مسئولیتگریزی وجه مشترک این افراد برای فرار از موقعیتی که در آن قرار دارند و دیگران را مقصر دانستن و نارضایتی سرکوب شده و فقدان رابطه عاطفی وابسته به این نارضایتی، توجیه رفتارهایی است که در مصرف مواد و دستیابی به لذت کاذب سریع و شدید ختم میشود و این چنین لذایذ غیرانسانی جایگزین روابط مطلوب انسانی میشود چرا که این نوع لذت به جز واردکردن مواد مخدر به بدن به چیز دیگری نیاز ندارد و این افراد به جز یافتن مواد، به آدمهای دیگر نیازی ندارند و شخصیتشان از درون تهی شده است.
احساس ناخشنودی و بدبختی فراگیرترین تجربه زندگی مصرفی جامعه امروزی شده است که افراد بهجای رسیدن به دستاوردی مطلوب و رابطهای خوب حاضر میشوند رنج زیادی تحمل نمایند فقط به این امید که لحظاتی را بااحساس مصنوعی بهتر و رنج کمتر تجربه کنند و بدین ترتیب بهجای مدیریت هیجانها نیکوتین و مواد و….. جایگزین موقعیتهایی میشود که در یک رابطه سالم وجود دارد و این رابطه سالم به بسترسازی قبلی و زیرساختهای عاطفی قوی و جلوگیری از هیجانات منفی در دوران کودکی و مدیریت آن در نوجوانی وابسته و نیازمند است.