
جوانان، آینده جامعه هستند و رفاه و موفقیت آنها برای پیشرفت هر سرزمین و ملتی ضروری است. بااینحال، در سالهای اخیر نگرانیهای روزافزونی در مورد چالشها و مشکلات پیش روی جوانان وجود داشته است که میتواند منجر به دلسردی و بیمعنای زندگی آنها شود.
بررسی مبحث چالشهای جوانان یک حوزه مطالعاتی پیچیده و چندوجهی است که به دنبال درک چالشهای پیش روی جوانان و ایجاد راهحلهای مؤثر برای کمک به آنها برای غلبه بر این چالشها است. در سالهای اخیر، اهمیت پرداختن به مشکلات و چالشهای روانشناختی پیش روی جوانان، بهویژه زمانی که آنها در حال عبور از دوران نوجوانی به بزرگسالی هستند، به طور فزایندهای درک شده است.
چالشهای اصلی و آشکار جوانان
تعدادی از چالشها پیش روی جوانان قرار دارد که بسیاری از آنها میتواند منجر به احساس دلسردی و بیمعنایی زندگی آنها شود. یکی از مهمترین چالشها فشار برای موفقیت تحصیلی و حرفهای است. معمولاً از جوانان انتظار میرود که در مدرسه سرآمد باشند، در دانشگاههای معتبر قبول شوند و مشاغل پردرآمد را به دست آورند. این فشار میتواند طاقتفرسا باشد و منجر به اضطراب، افسردگی و احساس ناامیدی شود.
هویت
چالش دیگر، مبارزه برای ایجاد حس هویت و هدف است. نوجوانی و اوایل بزرگسالی دوران تغییروتحول بزرگی است و جوانان ممکن است برای فهمیدن این که چه کسی هستند و از زندگی چه میخواهند، دچار مشکل شوند. جستوجوی هویت میتواند فرایندی دشوار و دردناک باشد و میتواند باعث شود جوانان احساس گمراهی، سردرگمی و قطع ارتباط با اطرافیان خود کند.
ناامنی مالی
بسیاری از جوانان به دلیل کمبود فرصتهای شغلی و یا به دلیل هزینههای بالای زندگی، ناامنی مالی را تجربه میکنند. استرس مالی میتواند منجر به احساس ناامیدی و کمبود انگیزه شود. جوانان ممکن است بر اساس نژاد، قومیت، جنسیت، گرایش جنسی یا عوامل دیگر با تبعیض مواجه شوند. تبعیض هم میتواند منجر به احساس بیعدالتی، خشم و بیانگیزگی شود.
رسانههای اجتماعی
رسانههای اجتماعی و فناوری نیز چالشهای جدیدی را برای جوانان ایجاد کرده است. سوشال میدیا میتوانند منبع اعتبار و ارتباط باشند، اما همچنین میتوانند منجر به احساس عدم کفایت و مقایسه شوند. جوانان ممکن است برای ارائه تصویری کامل از خود بهصورت آنلاین تحتفشار باشند که منجر به احساس عدم اصالت و قطع ارتباط با خود واقعی آنها میشود. فناوری همچنین میتواند منبع حواسپرتی و اعتیاد رسانهای باشد و منجر به کاهش بهرهوری کاری و افزایش استرس روانی شود. جوانانی که زمان زیادی را در رسانههای اجتماعی میگذرانند، ممکن است ناخودآگاه احساس تنهایی، افسردگی و اضطراب را تجربه کنند.
مشکلات کموبیش پنهان روانی
علاوه بر این چالشها، جوانان ممکن است با تعدادی از مشکلات روانی مواجه شوند که میتواند به احساس دلسردی و بیمعنایی بودن زندگیشان کمک کند. یکی از رایجترین مشکلات روانی جوانان، اضطراب است. اختلالات اضطرابی شایعترین اختلال سلامت روان در بین جوانان است و میتواند ناتوانکننده باشد و منجر به نگرانی مداوم، ترس و وحشت شود.
افسردگی
افسردگی یکی دیگر از مشکلات روانی رایج جوانان است. این حالت با احساس مداوم، غم، ناامیدی و ازدستدادن علاقه به فعالیتهایی مشخص میشود که زمانی لذتبخش بودهاند. افسردگی میتواند بهویژه برای جوانان دشوار باشد؛ زیرا میتواند در توانایی آنها برای موفقیت تحصیلی و اجتماعی اختلال ایجاد کند.
تعارضات خانوادگی
تعارضات خانوادگی هم میتوانند تأثیر بسزایی بر سلامت روانی جوانان داشته باشند. درگیری بین والدین یا با خواهر و برادر میتواند باعث استرس، اضطراب و افسردگی شود و منجر به احساس دلسردی شود.
پرخاشگری
برخی از جوانان ممکن است با چالشهای رفتاری مانند پرخاشگری دستوپنجه نرم کنند. بهجای این که به جوان بگویید چه رفتاری باید تغییر کند، در حل مشکلات مشارکتی شرکت کنید. از جوان بپرسید چه چیزی باعث این رفتار میشود، چه استراتژیهایی را درگذشته امتحان کردهاند و فکر میکنند چه چیزی ممکن است در آینده کارساز باشد. برخی از راهحلهای ممکن، مانند تمرین ذهنآگاهی، ایجاد یک برنامه مقابله، یا جستجوی حمایت حرفهای را با هم در میان بگذارید. سپس، یک برنامه عملی ایجاد کنید که جوان احساس کند روی آن سرمایهگذاری کرده و به آن متعهد است.
اعتیاد و سوءمصرف مخدرها
سوءمصرف مواد، یکی دیگر از مشکلات روانی جوانان است. بسیاری از جوانان برای مقابله با استرسها و چالشهای دوران نوجوانی و اوایل بزرگسالی به مواد مخدر یا الکل روی میآورند. سوءمصرف مواد میتواند خطرناک باشد و منجر به طیف وسیعی از پیامدهای منفی از جمله اعتیاد، مشکلات قانونی و مسائل بهداشتی شود.
از جوان بپرسید که فکر میکند چه چیزی باعث ایجاد چالش شده است؟ چه استراتژیهایی برای حل مشکلات خود درگذشته را امتحان کرده است؟ و فکر میکند چه چیزی ممکن است در آینده کارساز باشد؟ به برخی از راهحلهای ممکن مانند کار با یک مربی خصوصی، مطالعه با یک گروه یا تمرین مهارتهای خاص با هم فکر کنید.
چرا جوانان نصیحت و توصیه مستقیم را دوست ندارند؟
خودمختاری
یکی از دلایل اصلی که ممکن است جوانان توصیه مستقیم را دوست نداشته باشند، این است که برای خودمختاری خود ارزش قائل هستند. جوانان درحالتوسعه حس هویت و استقلال خود هستند و ممکن است احساس کنند توصیه مستقیم تلاشی برای کنترل یا اداره آنها است.
مقاومت در برابر اقتدار
جوانان ممکن است در برابر توصیههای مستقیم مقاومت کنند؛ زیرا نسبت به شخصیتهای باقدرت مانند والدین، معلمان یا کارشناسان بدبین هستند. افراد جوان ممکن است احساس کنند که این افراد باتجربه و نگرانیهای خود ارتباطی ندارند و شاید به توصیههای آنها اعتماد نداشته باشند.
ترس از قضاوت
جوانان نیز ممکن است تمایلی به پذیرش نصیحت مستقیم نداشته باشند؛ زیرا از قضاوت یا انتقاد میترسند. جوانان ممکن است نگران این باشند که پذیرش نصیحت، آنها را ضعیف یا ناتوان نشان میدهد و ممکن است تمایل بیشتری به جستوجوی راهحلهای جایگزینی داشته باشند که مستلزم اعتراف به ضعف نباشد.
تعارضات بینفردی
جوانان نیز ممکن است با دوستان یا اعضای خانواده درگیری داشته باشند. بهجای اینکه به جوان بگویید چه کاری انجام دهد یا چگونه با تعارض کنار بیاید، به حل مشکلات بهصورت مشارکتی بپردازید. از جوان بخواهید احساسی که تعارض در او ایجاد میکند، برای شما توضیح دهد. سپس، برخی از راهحلهای ممکن را با هم بررسی کنید؛ مانند صحبتکردن با طرف مقابل، میانجیگری یا استراحت دادن یا متوقف کردن یک رابطه. با جوان کار کنید و مزایا و معایب هر گزینه را بسنجید و یک برنامه عملی ایجاد کنید که برای او مناسب باشد.
تغییر زندگی
جوانان ممکن است با تغییراتی مانند نقلمکان به مدرسه جدید یا شروع دانشگاه مواجه شوند. بهجای این که فقط به جوان بگویید چه انتظاری داشته باشد یا چگونه با این انتقال رفتار کند، در حل مشکلات مشارکتی شرکت کنید. از جوان بپرسید که منتظر چه چیزی و نگران چیست؟ برخی از راهحلهای ممکن، مانند ارتباط با یک مربی یا گروه پشتیبانی، ایجاد یک برنامه خودمراقبتی یا تعیین اهداف واقعبینانه را با هم در میان بگذارید. سپس، در کنار هم یک برنامه عملی ایجاد کنید که جوان احساس کندروی آن سرمایهگذاری کرده و به آن متعهد است.
با نشاندادن همدلی، میتوانیم با جوانان اعتماد و ارتباط برقرار کنیم و درک عمیقتری از نگرانیها و انگیزههای آنها ایجاد کنیم. همدلی میتواند به ما کمک کند تا توصیههای خود را با نیازها و شرایط منحصربهفرد جوانان تطبیق دهیم که میتواند اثربخشی آنها را افزایش دهد.
کمک به تسهیل و مشارکت در حل چالشها به شکل غیرمستقیم
تسهیل حل مشکل مشارکتی با جوانان میتواند راهی قدرتمند برای تقویت مهارتهای حل مسئله، ارتقای حس عاملیت و توانمندی آنها و تعمیق روابط شما با آنها باشد. در ادامه، چند نکته برای تسهیل حل مشکلات مشترک با جوانان پیشنهاد میشود:
ایجاد یک محیط امن و حمایتی
قبل از مشارکت در حل مشکلات مشترک، مهم است که یک محیط امن و حمایتی ایجاد کنید که در آن جوانان احساس راحتی کنند تا افکار و احساسات خود را به اشتراک بگذارند؛ اختصاص زمان و مکان خاصی برای گفتگو، بهحداقلرساندن حواسپرتی و گوشدادن فعال برای نشاندادن علاقه و حمایت خود.
استفاده از سؤالات باز
سؤالات باز میتوانند روشی قدرتمند برای تشویق جوانان برای به اشتراک گذاشتن دیدگاهها و ایدههای خود باشند. سؤالاتی مانند «به نظر شما چه چیزی باعث ایجاد چالش میشود؟» یا «چه استراتژیهایی را درگذشته امتحان کردهاید؟» به جوانان کمک میکنند احساس شنیدهشدن و ارزشمندی پیدا کنند و میتوانند بینشهای ارزشمندی در مورد تجربیات و فرایندهای فکری خود ارائه دهند.
تقویت پرسشگری و تفکر انتقادی
پرسش انعکاسی هم شامل پرسیدن سؤالات باز است که جوانان را تشویق میکند تا در تجربیات و دیدگاههای خود تأمل کنند. با پرسیدن پرسشهای انعکاسی، میتوانیم به جوانان کمک کنیم تا درک عمیقتری از خود و چالشهایشان پیدا کنند و راهحلها و استراتژیهای خود را برای رسیدگی به آنها شناسایی کنند. پرسش انعکاسی همچنین میتواند به جوانان کمک کند تا در فرایند حل مسئله احساس قدرت و مشارکت داشته باشند؛ مثلاً «تو اگر جای فلانی/رقیبت/یا… بودی، چه رفتاری رو منطقی و اصولی میدونستی و انتظار داشتی / تمایل داشتی/ یا باید که طبق اصول اخلاقی انجامش بدی؟»
استفاده از تکنیک طوفان فکری
حل مشکل مشارکتی شامل کار با هم برای شناسایی و کشف راهحلهای ممکن برای چالش موجود است. جوانان را تشویق کنید تا ایدهها و دیدگاههای خود را به اشتراک بگذارند و از تکنیکهای طوفان فکری برای ایجاد طیف گستردهای از راهحلهای ممکن استفاده کنید. در این مرحله از قضاوت یا رد هر ایدهای خودداری کنید، زیرا بسیار مهم است که فضایی بدون قضاوت فراهم کنید که در آن از همه ایدهها استقبال میشود.
برخی از شیوههای ترمیمی روابط در کمک به حل چالشهای جوانان
استفاده از شیوههای ترمیمی رابطه، مجموعهای از اصول و راهبردهایی هستند که برای ایجاد روابط مثبت، رسیدگی به آسیبها و ارتقای یادگیری اجتماعی و عاطفی طراحی شدهاند. شیوههای ترمیمی مبتنی بر این ایده هستند که همه افراد دارای ارزش و منزلت ذاتی هستند و رفتار مخرب نتیجه نیازهای برآورده نشده و آسیبزای آنها است. با تمرکز بر ترمیم آسیب و بازگرداندن روابط، شیوههای ترمیمی میتواند راهی مؤثر برای رسیدگی به رابطههای قطع شده والدین با جوانان باشد.
بهبود یادگیری اجتماعی و عاطفی
شیوههای ترمیمی میتواند به جوانان کمک کند تا مهارتهای ارتباطی قویتر، همدلی و مهارتهای حل تعارض را توسعه دهند.
خودشناسی برای خود گفتاری مثبت
تشویق جوانان به خوداندیشی هم میتواند راهی مؤثر برای کمک به آنها برای کشف هویت و ارزشهای خود باشد؛ فعالیتهایی مانند یادداشت روزانه، مدیتیشن یا دروننگری. با صرف زمان برای تأمل در افکار، احساسات و تجربیات خود، جوانان میتوانند درک بهتری از اینکه چه کسی هستند و از زندگی چه میخواهند به دست آورند. کمک به جوانان برای ایجاد خود گفتاری مثبت نیز میتواند در ایجاد تصویر مثبت از خود مفید باشد. تشویق جوانان به تمرکز بر نقاط قوت و دستاوردهایشان، بهجای ایرادات و اشتباهاتشان، میتواند به آنها کمک کند تا دید مثبتتری نسبت به خود و تواناییهایشان پیدا کنند.
کاهش بدرفتاری و بدقلقی
شیوههای ترمیمی میتواند به ایجاد فرهنگی مثبت و حمایتی در جوان کمک کند که از رفتارهای بد کمکم منزجر شود. این کار با کمک گروههای حمایتی که جوان به آنها علاقهمند است مثل مربی باشگاه، دوستان صمیمی خانواده و… امکانپذیر است. هر که جوان دوست دارد با او وقت بگذراند و ممکن است از سن او هم بزرگتر هم باشد، میتواند بهعنوان منبعی ارزشمندی برای جوانی باشد که با این نوع چالشها مواجه است. گروههای حمایتی محیطی امن و حمایتکننده را فراهم میکنند که در آن جوانان میتوانند تجربیات یا چالشهایشان را راحتتر از والدینش با آنها به اشتراک بگذارد و از افرادی که شرایط مشابهی را پشت سر گذاشتهاند، تشویق و حمایت و راهنمایی غیرمستقیم دریافت کنند.
افزایش مسئولیتپذیری
شیوههای ترمیمی میتوانند به جوانان کمک کنند تا مسئولیت اعمال خود را بپذیرند و برای ترمیم آسیب و بازگرداندن روابط با یکدیگر همکاری کنند. جوانان ممکن است با تصویر و هویت خود دستوپنجه نرم کنند، بهخصوص اگر احساس کنند که با همسالان خود یا انتظارات جامعه سازگاری ندارند. این میتواند منجر به احساس انزوا، عزتنفس پایین و بیانگیزگی شود.
بهبود عملکرد تحصیلی و اجتماع
شیوههای ترمیمی میتوانند با کاهش مراجعات انضباطی و بهبود حضوروغیاب منجر به بهبود عملکرد تحصیلی شود. مشارکت اجتماعی میتواند به جوانان احساس هدف و معنا بدهد. مدارس و دانشگاهها میتوانند جوانان را تشویق کنند تا در پروژههای خدمات اجتماعی، کارهای داوطلبانه و سایر فعالیتهایی مشارکت کنند که مسئولیت اجتماعی و مشارکت مدنی را ارتقا میدهند.
سنجش مزایا و معایب
هنگامی که طیف وسیعی از راهحلهای ممکن را ایجاد کردید، مهم است که جوانب مثبت و منفی هر گزینه را بسنجید. جوانان را تشویق کنید تا درباره مزایا و معایب بالقوه هر راهحل به طور انتقادی فکر کنند و در نظر بگیرند که چگونه هر گزینه با ارزشها و اولویتهای آنها همسو میشود.
تهیه یک برنامه عملی
هنگامی که راه حلی را که برای جوان مناسب است را شناسایی کردید، مهم است که یک برنامه اقدام خاص، قابل دستیابی و قابل ارزیابی تهیه کنید. جوانان را تشویق کنید تا در مورد گامهایی که برای اجرای راه حل باید بردارند، فکر کنند و موانع یا چالشهای احتمالی را که ممکن است پیش بیایند، شناسایی کنند.
والدین میتوانند رفتار محترمانه نسبت به دیگران مانند صحبتکردن با مهربانی و گوشدادن فعال را برای جوان الگو کنند. بهاینترتیب، جوان میتواند ارتباط مؤثر داشته باشد و با دیگران با احترام رفتار کند. مهم است که بعد از جلسه مشترک حل مشکلات، احتمالات دیگر مربوط به حل مشکل جوان توسط خانواده پیگیری شود تا پیشرفت او در چالش مشکل بررسی شود و هرگونه حمایت یا راهنمایی لازم به عمل آید. این کار میتواند به جوان کمک کند احساس مسئولیتپذیری و انگیزه داشته باشد و بهمرورزمان، رابطه خانواده و جوان را بهبود بخشد.